کتاب ,قرآن ,معارف ,براى ,پیامبران ,کلاس ,پیامبران الهى ,معارف الهى ,زمان بگذرد ,معارف قرآن ,آخرالزمان نازل ,اصلاح کننده تعلیمات ,اند، بیشتر پیام


خداوند تبارک و تعالى هر پیامبرى را که فرستاده در حقیقت تکمیل کننده ى معارف پیامبر قبلى بوده و هر کتاب جدیدى مرتبه اى بالاتر از معارف کتاب قبلى را بیان کرده است.

فرآوری: زهرا اجلال- بخش قرآن تبیان

قرآن کریم
رشد و تکامل انسان ها

انسان ها همچون دانش آموزانى هستند که گاهى در کلاس پنجم ابتدایى و گاهى در کلاس سوم راهنمایى و گاهى در کلاس سوم دبیرستان هستند و هر کدام از این مراتب نیاز به معلم خاص و کتاب خاص و برنامه ى خاصى دارد از این رو پیامبران الهى پشت سر هم آمدند تا کلاس معارف بشرى را بالا ببرند و کتاب هاى آسمانى برنامه و متن این کلاس ها قرار گرفت.

فرق این کتاب با کتاب هاى قبلى در همین است که این کتاب عمق دارد و چند لایه است و داراى بطون است. هر چه از آن برداشت شود باز هم ما به عمقش پى نمى بریم و مى توانیم معارف جدیدترى از آن برداشت کنیم.
از این رو در برخى روایات آمده است: «فهو فى کل زمان جدید و عند کل قوم غض الى یوم القیامة»؛ ( میزان الحکمة، ج 8، ص 70 و بحارالانوار، ج 92، ص 15) «قرآن در هر زمانى جدید است و تا روز قیامت براى هر گروهى تازه است»
از این رو هر چه زمان بگذرد نکات جدیدترى را مى توان از قرآن برداشت کرد و اینچنین کتابى شایسته است که در آخر قرار بگیرد.

خود به خود وقتى کسى در «دبیرستان» قرار مى گیرد مطالبى که در «راهنمایى» یا «ابتدایى» خوانده را نفى نمى کند بلکه مطالب او تکمیل آن مطالب قبلى است و لذا کتاب هاى دبیرستان موید کتاب هاى راهنمایى و ابتدایى است.
در برنامه الهى پیامبران الهى آمدند به ترتیب کلاس هاى معرفت بشرى را براى بشر گذاشتند و کتاب هاى آسمانى آورده شد تا به پیامبر اسلام رسیده که بالاترین کلاس، با والاترین کتاب و با آخرین دستاوردهاى الهى، معارف الهى را براى بشر به ارمغان آورد که قرآن معجزه ى جاوید است.
به همین خاطر اگر کتاب دبیرستانى را ببرى در کلاس اول ابتدایى، و بگویى این که باید این کتاب را 12 سال بعد بخوانى، الآن بخوان! این ممکن نیست زیرا دانش آموز اول ابتدایى هنوز استعدادهایش شکوفا نشده هنوز آمادگى دریافت آن معارف بلندى را که در دبیرستان مطرح مى شود را ندارد. بشر هم همین گونه بوده از زمان حضرت آدم علیه السلام به بعد آرام آرام این کلاس هاى معارف را گذرانده تا الان توانسته، برنامه ى کاملى همچون قرآن را دریافت کند.
پس چیزى که باعث شد قرآن در آخر قرار گیرد همین ظرفیت و استعداد و تکامل عقل و فکر بشرى مى باشد. زیرا برخى از احکام و معارف الهى را آن بشر اولیه شاید گنجایش لازم را جز تعداد انگشت شمار نداشتند تا معارف را دریافت کنند، چنانچه برخى از آیات براى مردم آخرالزمان نازل شده مثلًا سوره ى «توحید» و اوائل سوره ى «حدید» (هُوَ الأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ.) (حدید/ 3)

در برنامه الهى پیامبران الهى آمدند به ترتیب کلاس هاى معرفت بشرى را براى بشر گذاشتند و کتاب هاى آسمانى آورده شد تا به پیامبر اسلام رسیده که بالاترین کلاس، با والاترین کتاب و با آخرین دستاوردهاى الهى، معارف الهى را براى بشر به ارمغان آورد که قرآن معجزه ى جاوید است.

فهم عمق قرآن هنوز نیازمند زمان است

در روایات ذیل این  آیات آمده که خداوند این آیات را براى ژرف اندیشان آخرالزمان نازل کرده معلوم مى شود که برخى از معارف قرآن هم هنوز براى برخى افراد قابل هضم کامل نیست و هنوز هم باید زمان بگذرد تا به عمق برخى از آیات و معارف قرآن پى ببریم و راز اینکه قرآن تفاسیر جدیدى دارد و خواهد داشت همین است، که هر چه عقل بشر رشد مى کند و علم بشر پیشرفت مى کند مى تواند مطالب جدیدترى از قرآن دریافت کند. و البته فرق این کتاب با کتاب هاى قبلى در همین است که این کتاب عمق دارد و چند لایه است و داراى بطون است. هر چه از آن برداشت شود باز هم ما به عمقش پى نمى بریم و مى توانیم معارف جدیدترى از آن برداشت کنیم.
از این رو در برخى روایات آمده است: «فهو فى کل زمان جدید و عند کل قوم غض الى یوم القیامة»؛ ( میزان الحکمة، ج 8، ص 70 و بحارالانوار، ج 92، ص 15) «قرآن در هر زمانى جدید است و تا روز قیامت براى هر گروهى تازه است»
از این رو هر چه زمان بگذرد نکات جدیدترى را مى توان از قرآن برداشت کرد و اینچنین کتابى شایسته است که در آخر قرار بگیرد.

عدم تحریف قرآن

در سوره حجر آیه 9 چنین آمده است: (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ); و ما خود این کتاب را فرود آوردیم و هم البته خود نگهبان آن هستیم. این آیه، با قطعیت کم نظیرى، محفوظ ماندن قرآن از تحریف، تغییر و نابودى را بیان مى کند.

یکى از علت هاى تجدید رسالت و ظهور پیامبران جدید، تحریف و تبدیل هایى است که در تعلیمات و کتاب هاى مقدس پیامبران رخ مى داد و به همین جهت آن کتاب ها و تعلیمات، صلاحیت خود را براى هدایت مردم از دست مى داده اند، بیشتر پیامبران احیا کننده سنت هاى فراموش شده و اصلاح کننده تعلیمات تحریف یافته پیشینیان خود بوده اند

یکى از علت هاى تجدید رسالت و ظهور پیامبران جدید، تحریف و تبدیل هایى است که در تعلیمات و کتاب هاى مقدس پیامبران رخ مى داد و به همین جهت آن کتاب ها و تعلیمات، صلاحیت خود را براى هدایت مردم از دست مى داده اند، بیشتر پیامبران احیا کننده سنت هاى فراموش شده و اصلاح کننده تعلیمات تحریف یافته پیشینیان خود بوده اند.
ظهور پى در پى پیامبران تنها معلول تغییر و تکامل شرایط زندگى و نیازمندى بشر به پیام نوین و رهنمایى جدید نیست، بلکه بیشتر به علت نابودى ها و تحریف و تبدیل ها کتاب هاى و تعلیمات آسمانى بوده است. بشر چند هزار سال پیش، نسبت به حفظ مواریث علمى و دینى ناتوان بوده است و از او جز این انتظارى نمى توان داشت; آن گاه که بشر به مرحله اى از تکامل برسد که بتواند مواریث دینى خود را دست نخورده نگه دارى کند، علّت تجدید پیام و ظهور پیامبر جدید منتفى مى گردد و شرط لازمِ جاوید ماندن یک دین، موجود مى شود و چنان که همه مى دانیم، در میان کتاب هاى آسمانى جهان، تنها کتابى که درست و به تمام و کمال دست نخورده باقى مانده، قرآن است.

کلام آخر

قانون اساسى و کلّى بودن قرآن شریف; چون این کتاب آسمانى شریف تمامى دستورهاى کلى زندگى را دربردارد، بنابراین چنین کتابى تحریف نشده و در اختیار انسانى قرار گرفته که به مرحله رشد و کمال رسیده، شایستگى خاتم بودن را داراست. پس انسان مى تواند «نقشه کلّى» راه را از او گرفته و با در دست داشتن آن نقشه از راهنماى جدید براى همیشه بى نیاز گردد. (مرتضى مطهرى، مجموعه آثار ختم نبوت، ج 3، ص 156)

منبع اصلی مطلب : جلوهِ لقمان
برچسب ها : کتاب ,قرآن ,معارف ,براى ,پیامبران ,کلاس ,پیامبران الهى ,معارف الهى ,زمان بگذرد ,معارف قرآن ,آخرالزمان نازل ,اصلاح کننده تعلیمات ,اند، بیشتر پیام
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : چرا خدا از اول قرآن را نازل نکرد؟